تبليغاتX
عاشقانه های یه رهگذر تنها شب
قالب در حال بروز رسانی و تغییرات

یک دعای زیبا

از خدا خواستم عادتهای زشتم را ترکم بدهد .

خدا فرمود : نه ! خودت باید آنها را رها کنی.

از او خواستم فرزند معلولم را شفا دهد فرمود : لازم نیست "

روحش سالم است . جسم هم که موقت است.

از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند . فرمود : نه ! صبر حاصل

سختی و رنج است . عطا کردنی نیست " آموختنی است.

گفتم : مرا خوشبخت کن " فرمود :نعمت از من خوشبخت شدن از تو.

از او خواستم روحم را رشد دهد . فرمود : نه" تو خودت باید رشد کنی"من

 فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.

از خدا خواستم کاری کند تا از زندگی لذت کامل ببرم " فرمود : نه! برای این

 کار من به تو (( زندگی )) داده ام.

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد " من هم دیگران را

 دوست بدارم .خدا فرمود : اها " بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد!

منبع : از روزنامه جام جم برداشتم و نوشتم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:33  توسط صفر قویدل  |