تبليغاتX
عاشقانه های یه رهگذر تنها شب
قالب در حال بروز رسانی و تغییرات

مقایسه آماری دولت نهم با دولتهای گذشته

برگرفته از ویژه نامه نوروزی نشریه اندیشه گستر (رسانه اقتصادی صنعتی انقلاب اسلامی)

 

جدول آمار کلی

 

شاخص

تا قبل از انقلاب

انقلاب تا سال1367

دولت اصلاحات

دو دولت گذشته

تا سال 1384

دولت نهم

1

ارزش بازار سرمایه

 

 

 

 

387 میلیارد ریال

651 میلیارد ریال

2

سهم اعتبار عمرانی در بودجه عمومی

26 درصد

 

 

 

29 درصد

32 درصد

3

ام تخصیص داده شده به تعاونی ها

 

 

 

440 میلیارد تومان

 

1100 میلیارد

4

کل واگذاری مسکن

 

 

 

 

1800000 قطعه

1290000 قطعه

5

متوسط ظرفیت سازی خودرو

 

 

 

 

32 هزار دستگاه خودرو

151 هزار دستگاه خودرو

6

ظرفیت تولید سالانه خودرو

100 هزار دستگاه

 

 

 

970 هزار دستگاه

1.5 میلیون دستگاه

7

تعداد تلفن ثابت و همراه واگذاری شده

 

 

13 میلیون

 

 

45 میلیون

8

ضریب نفوذ تلفن همراه

 

 

7.8 درصد

 

 

50 درصد

9

احداث دفاتر ارتباطات و فناوری روستایی

 

 

1000 دفتر

 

 

6000 دفتر

10

مقایسه ظرفیت ذخیره سازی گندم(واحد؛ هزارتن)

700

 

 

 

4700

2400

11

صادرات غیر نفتی(با میعانات گازی)

 

 

 

 

64.5 میلیارد دلار

68.5 میلیارد دلار

12

صادرات غیر نفتی(بدون میعانات گازی)

 

 

 

 

53 میلیارد دلار

54.5 میلیارد دلار

13

نسبت صادرات به واردات با میعانات گازی

 

 

22%

 

 

39%

14

نسبت صادرات به واردات بدون میعانات گازی

 

 

22%

 

 

31%

15

تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت

209919 میلیارد دلار

 

 

 

398234 میلیار د دلار

4776830 میلیارد دلار

16

میزان صادرات صنعتی و معدنی

172 میلیون دلار

 

 

 

7 میلیارد دلار

12 میلیارد دلار

17

ظرفیت تولید فولاد

370 هزار تن

 

 

 

9 میلیون تن

15 میلیون تن

18

متوسط ظرفیت سازی سالانه جهت تولید فولاد

 

 

 

 

310 هزار تن

1.7 میلیون تن

19

سفرهای استانی آخرین آمار

 

 

 

 

 

54 سفر استانی

20

رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)-درصد

7.4-

1.6-

 

5

 

6.5

21

رشد اقتصادی بدون نفت

2.6

1.6-

 

5.4

 

7.1

22

رشد مصرف کل

1.9

0.7-

 

4.3

 

6.5

23

رشد مصرف خصوصی

2

1.1

 

4.8

 

7.6

24

رشد مصرف دولتی

1.7

4.8-

 

2.3

 

1.4

25

ضریب جینی

0.44%

0.42%

 

0.40%

 

0.39%

26

نسبت 10% ثروتمندترین به 10% فقیرترین

19.6 %

19.8 %

 

15.6%

 

14.9%

27

نرخ بیکاری

 

 

 

 

11.9

9.6

28

آمار اختراع های ثبت شده در ایران

841 اختراع

 

 

 

4640 اختراع

20000 اختراع

29

جمعیت دانشجویی کشور

176000 دانشجو

 

 

 

2160000 دانشجو

3572000 دانشجو

30

تعداد کل اعضای هیئت علمی

5500 عضو

 

 

 

40000 عضو

58000 عضو

31

تعداد انجمن های علمی دانشجویی

 

 

 

 

640 انجمن

2214 انجمن

32

بودجه فعالیتهای فرهنگی مساجد

 

 

 

 

2 میلیارد تومان

17 میلیارد تومان

33

تخصیص بودجه برای ورزش همگانی

 

 

 

16 میلیارد تومان

 

100 میلیارد تومان

34

افتتاح فضاهای ورزشی

 

 

 

 

3750 فضای ورزشی

2000 فضای ورزشی

35

متوسط حقوق بازنشستگان

 

 

 

 

139000 تومان

458000 تومان

36

افراد تحت پوشش بیمه اجتماعی

 

 

 

 

6900000 خانوار

8800000 خانوار

37

احداث مسکن برای محرومین

 

 

 

 

1871 واحد

37422 واحد

38

اهدای جهیزیه امداد و بهزیستی

 

 

 

 

44000

160000

39

معلولان برخوردار از خدمات توانبخشی

 

 

 

 

90000

245000

 

40

بیمه مکمل معلولان

 

 

 

 

2200

300000

41

بودجه حمایتی و امدادی

 

 

 

 

1525 میلیارد تومان

5177 میلیارد تومان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:26  توسط صفر قویدل  | 

نمیاد اونیکه دلم می خوا د .....................نمیاد اونیکه رفته به باد

نمیاد اونیکه عمر منه.........................نمیاد اونیکه دل میکنه

دوباره  دلم می خواد ببینمش....................سرمو  روی شونش بذارم

از چشام قطره ی اشکی نمیاد...................نکنه دیگه دوسش  ندارم

شعر من زمزمه ی یه خواهشه..................ارزوم   دیدن روی ماهشه

میونه غربت این فاصله ها.......................قلب من همیشه  چشم براهشه

دوباره  دلم می خواد ببینمش....................سرمو  روی شونش بذارم

از چشام قطره ی اشکی نمیاد...................نکنه دیگه دوسش  ندارم

کاش میشد عشقمو باور بکنه................اونیکه منو هرگز نمیخواد

نمیاد تمومه عمرم نمیاد......................نمیاد دیگه هیچ وقت نمیاد

     نمیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

                   یقین دارم دیگه نمیاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 0:28  توسط صفر قویدل  | 

معلم ما می خواست به ما یاد بدهد که چقدر خوشبختیم.برای همین تصمیم گرفته بود که اول از همه ی ما بیاموزد که چقدر توانمندیم و برای تفهیم آن می باید به ما نزدیک می شد. و برای همین از تک تک ما درباره ی زندگی سوال کرد ...
او جوان بود وجویای نام و ما پیر و خسته.اما با لبخندی پیروزمندانه می خواستیم جوانی اش را که نه بلکه خامی اش را به رخش بکشیم.زیرا ما آنقدر پیر و خسته بودیم که بدانیم چقدر خوشبختیم.
خوشبخت به خاطر داشتن بچه های خوب.خوشبخت به خاطر سلامتی و به خاطر خیلی چیز های دیگر.
معلم جوان رو به من کرد و گفت:
شما بگویید اگر نقاش بودید آن قسمت از زندگی را که مال شماست چه رنگی می کردید؟
با لبخندی گفتم:
آبی
از دیگری پرسید:
زرد
از نفر بعدی:
قرمز
صورتی
سبز
نارنجی
به خانمی که ته کلاس نشسته اشاره کرد و پرسید:
شما چطور؟
سیاه.
معلم بی تفاوت گفت:
خوبه
ناگهان آن خانم پریشان و کمی عصبی گفت :
چی خوبه؟این که زندگی من سیاه بوده از نظر شما خوبه؟
و ما منتظر ماندیم که استدلال معلم جوان را در مقابل تجربه های تلخ و سیاه زن بشنویم.
معلم رو به او ایستاد و با نگاهی پر از عشق گفت:
می توانم قسم بخورم که تو سخت ترین قسمت ها را رنگ کردی.حد فاصل ها را خط باریک کشیدی و بدون شک فاصله ی دو رنگ را مرز بندی کردی.تو باید در تابلویی که خداوند می خواست بوسیله ی بندگانش بکشد نقش بنیادی می داشتی.در حقیقت تو قسمت های سخت این نقاشی را رنگ کردی.پس باید به احترام تو کلاس قیام کند و ما بلند شدیم.
آن روز فهمیدیم که چقدر به تجربه هایمان می بالیم و برای قضاوت کردن در مورد معلم جوانمان چقدر جوانیم.

به نظرتون زندگی شما چه رنگیه؟؟؟

 

پ ن : مجيد جان من به شما mail زدم .. ممنون ميشم چك كنى ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 18:20  توسط زهرا  | 

چشمهایت را ببند،
به دوران کودکیت برگرد،


7 ساله که بودی از زندگی چه میدانستی؟
نگاهت معصوم بود،
و خنده های کودکانه ات از ته دل،
بزرگترین دلخوشی ها داشتن اسباب بازی دوستت، پوشیدن کفش بزرگترها
و حتی خوردن یک تکه کوچک شکلات.

بچه که بودی حسادت، کینه و نفرت در قلب کوچکت جایی نداشت،
دوست داشتنت پاک و بی ریا بود،
و بخشیدنت با رضایت ،
چاره ناراحتی ات لحظه ای گریستن بود و بس، و این پایان تمام کدورت ها می شد،
و می خندیدی و در دنیای خودت غرق می شدی!

چه شد؟
بزرگ شدی؟؟


نگاه معصومت سردرگم شد،

و خنده هایت از سر اجبار،
اگر حسود نشدی، اگر کینه به دل نگرفتی، و اگر متنفر نیستی ،
یاد گرفتی که ببینی و تجربه کنی و مغموم شوی
می بخشی در حالی که رنجیده ای،
با تمام وجود گریه میکنی اما از ته دل نمی خندی،
برگرد !


باز هم کودکی باش سبکبار
روحت را آزاد کن

به خودت کمک کن تا از سردرگمی ها رها شوی،
تا بتوانی دوباره نفسی بکشی،
بخواه که تنها خودت باشی،
می توانی، تنها اگر بخواهی

باز هم زندگی کن،
در انتظار لبخند گرم کودکانه ات
می توان بود؟.


کاش هرگز بزرگ نمی شدیم
در این تاپیک از خاطرات دوران کودکیتون بنویسید
یا هرچیزی که درباره کودکی است
چشمانتونو ببندید و فکرکنید در همان دوران هستید
و انچه که از آن روزها بخاطر میاورید بنویسد
اینجا فرصت کوتاهیست برای یاد آوری آن خاطرات و لمس خوبیها و لذتهایی که از آن دوران
در یادتون نقش بسته
بگذارید کمی به همان پاکی و معصومیت باز گردید

~~~~~~~~~~~

پ ن ۱ :  يه دوست عزيز خصوصى گذاشته بود .. اینجا جوابش رو میدم ..

همه ماها خاطرات خوش و بد داریم .. آرزوهایی که از ته دل خواسته باشیم که یا نصف و نیمه مونده .. یا بهش نرسیدیم ..بعضی اوقات تلاش خودمون رو ميكرديم  ولی بازم اون چیزی که تصورش رو ميكرديم  نميگرفتیم ... نمیدونم خداییش چی بگم .. درکت که میکنم و میدونم چه زجری داره ..این حرف رو که الان میزنم خودمم  اولش باور نداشتم که حقیقتی داشته باشه .. همیشه فکر میکردم که آره اینا واسه اینکه از اول مخالف بودن یا چون خودشون مسبب جدا شدن ما از همدیگه و گرفتن اون حس آرامش ماها بودن  حتما خوشبختيه من رو نميخواستن .. يا اينكه زيادی خودخواه بودن كه فقط و فقط به خوشون و مشكلات خودشون وقت ميذارن و اهميت ميدن .. هیچوقت فکر نکردم که خوب شاید صلاح من این نبود .. یا شاید کلا اگر پیش هم دیگه بودیم یه اتفاقاتي پیش میومدن که زندگیمون رو زهر میكرد.. 

ولى الان .. بعد از  این همه سال .. بعد از این همه سختی و عذاب  کشیدن میفهمم که هرچیزی به غیر از اونی که من میخواستم انجام شد .. وهرجیزی که ماله خودم میدونستم واسه کسا ی دیگه  ی شد خیر بود و یه حکمتی داشت .. اين همش هم به گذشتن زمان ربط داره .. يه ورز هایي مياد كه آدم احساس خفگی ميكنه .. اصلا هم دلش نميخواد با كسى حرف بزنه .. هميشه تنها باشه .. ولى باور كن هیچ چیزی ار.س نداره  .. ميگن كه ىنيا دو روزه .. كاری نکن كه يه روز روزگاری بياد كه از خواب بيدار بشى و بگی كاش اون روز رو فلان كارى رو نميكردم .. خدا رو واسه دادنش و ندادنش شكر كن .. كه دادنش نعمته .. ندادنش هم حكمته ..

 منم از شما خواهش میکنم هرچند میدونم سخته و عذاب آوره که فراموش کنی..یا اینکه  همون دوست داشتن.. عشق پاک .. خاطرات بچگی منتقل كنى به يه جايه ديگه و زیر یه نام دیگه .. فقط اينكه سعى كن بهش فكر نكنى كه نخواسته زندگیه هردو شما خراب میکنی .. منم مطمئنم كه اينقدر دوستش دارى كه نخواى اينجوری  بشه ..  

ببخشيد سرت رو خوردم ..

پ ن ۲: خواهش ميكنم .. وظيفه بود .. بله كه مينونيد .. منم امیدوارم یه سنگ صبور به درد بخوری واسه شما باشم ..

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 23:20  توسط زهرا  |