قالب بلاگفا در حال بروز رسانی و تغییرات
امسال برام سال خوبي بود
سلام به دوستان گل و عزيز امروز اومدم خاطرات شيرين و تلخ ام رو بيان كنم و اميدوارم خانواده ام اگه سر زدن نظر يادشون نره ميدونم هم چند بار اومدن چون وبلاگ من با طراحي خودم هست آي پي آن خط متصل نشون ميده به هر حال .
اول برم به شيرين ها:
1- بعد عيد امسال براي من روز روزهاش ارزش داشته روز هاي فراموش نشدني كار كردن تو پارك برام يه رويا بود اونقدر گل ها و سيب هاي كه آب ميدادم و شكوفه هاي آنها و مخصوصا هر روز با مردمان سر و كار داشتم برام آنقدر زيبا بود حتي راضي بودم تا شب اونجا باشم. خيلي برام 3 ماه تابستان برام عينه 3 سال گذشت.
2- سرعين – اردبيل : كه چند نفر مجردي رفته بوديم 3 روز اقامت داشتم نصف روز اردبيل در سرعين آبهاي معدني وجود دارد ما روز اول كه رسيديم بعد نهار به آب معدني بيش باجيار رفتم آنقدر گرم بود كه يكي دوستان رفته بود وسط آب برامون مي خنديد به هر حال فرداي آن به آب معدني پهلو رفتم بازم برابر اون شد گرم و كرم بازم بدون دوش هم بيرون اومديم فقط تماشا كرديم اونا شنا كنن. اب معدني سوم ساري سو اينم گرم چند دقيقه زير دوش اونم از پولهايي كه ميرفت زير اب دوش رفتيم و آب معدني چهارم اعصاب بود خيلي زيبا و خنك انقدر خنك بود ديگه چند ساعتي تمام پولهايي كه خرج شده بود از اب چند ساعته گرفتيم شانس ما كه سبلان در حال تعمير بود و اش و آل.چه جنگي و ...........تموم بشو نيست از اين سرعين
3- از مشهد كه بر گشتم من در تهران پياده شدم خانه مادر بزرگم رفتم من ميخواستم دو روز بمونم اما به اسرار هر عموم هر روز يكي شون مهمون بردن به هر هر 6 روزي كه تهران بودم هر روز برام زيبا بود . طولاني نمي كنم با تيتر كم مينويسم
4- 13 به در ما هم مجردي بود اين روز رو فراموش نمي كنم
5- تولدم كه 23 مهر بود يكي از دوستام برام هديه گرفته بودن و مامانم و بابام و .......... كه طولاني نمي كنم تا اينجا بشه براي دوستان
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
چشمه های خروشان تو را می شناسند
موجهای پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند
میلاد با سعادت حضرت امام رضا (ع) بر تمام عاشقان مبارک

عشق یعنی راه رفتن زیر باران
عشق یعنی من می روم تو بمان
عشق یعنی آن روز وصال
عشق یعنی بوسه ها در طوله سال
عشق یعنی پای معشوق سوختن
عشق یعنی چشم را به در دوختن
عشق یعنی جان می دهم در راه تو
عشق یعنی دستانه من دستانه تو
عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو
عشق یعنی می برم تا اوج تورو
عشق یعنی حرف من در نیمه شب
عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب
عشق یعنی انقباظو انبصاط
عشق یعنی درده من درده کتاب
عشق یعنی زندگیم وصله به توست
عشق یعنی قلب من در دست توست
عشق یعنی عشقه من زیبای من
عشق یعنی عزیزم دوستت دارم
به چه مي خندي تو؟به مفهوم غم انگيز جدايي؟
به چه چيز ؟ به شکست دل من يا به پيروزي خويش ؟
به چه مي خندي تو؟به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟
يا به افسونگري چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟
به چه مي خندي تو؟به دل ساده من مي خندي که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟
خنده دار است بخند.

ایسترم گوزلرین نقشینی تصویره چکم
نیلییم سنسیز عزیزیم گینه دنیا دا تکم
سن منیم نازلی گولومسن گوزلیم دردین الیم
اوزون اینصاف ایله سنسیز نجه دنیادا قالیم

گوزلیم گوزلریمه رحم ایله اغلاتما منی
عشقیمین قدرینی بیل ایریسینا ساتمامنی
من سنه جان دمیشم باغریمی قان ایلمیشم
بو غریبانه لرین محملینه ساتما منی
چه جالبه وقتی دختری شناسنامه اش رو
به دوست پسرش نشون میده و خودشو
به نفهمی میزنه اینو واسه کسی نوشتم
که میدونم حتما میخونه بدونه روزی هم
این ماجرا جایی که در میاد که زندگی ات
رو حسرت می خوری الان که میخونی
حتما خودی نگو کسی دیگه ای بوده
(خودم دیدم و شاهدی هست.
این شعر را تقدیم میکنم به عزیزی که دوباره شعله احساس را در من زنده نکرد .
میدانستم ... برات سبز دعایم را خواهند داد ... میدانستم ... میدانستم یه روز ... به برکت سبز دعا تو را در کوهپایه های نیایشم خواهند داد میدانستم یه روز تو را در اینجا ... یعنی در ماورائ خیال زیارت خواهم کرد ... حالا ... میدانم یه روز توی اعماق معصوم چشمات مثل آن آهوی تشنه که از برکه حیات آب میخورد واژه های شعرم را سیراب خواهی کرد ... نخواهی کرد ؟!! « بنویس از ناگفته ها ! نا نوشته هایی که جرأت بیانش را نداری با الفبای شکسته در مشت گره کرده ات بنویس می توانی حروفش را هجّی کنی؟ سخت نیست ! از شکستن ها بنویس ازسنگ نبشته قلبت بنویس! آه .....فرهاد چه کردی در بیستون ؟ تو عشق شیرین ات را نقش زدی! وسنگش برای آن دیگر ی ارثیه گذاشتی ! بنویس ؛سخت نیست! اوه ... می دانم این غرورت زنجیری است بر احساست سخت نیست ؛بنویس کمی شهامت میخواهد وکمی شکستن /منِ/ وجودت بنویس؛ سخت نیست! سخت ؛ سختی روح توست کاش بتوانی افکارت آرزوهای پنهانی ات حسِّ خود کامگی ات وسکوت خفته در طوفان درونت را بنویسی بنویس ؛ سخت نیست! سخت ؛سختی توست!بنویس»
مقایسه آماری دولت نهم با دولتهای گذشته
برگرفته از ویژه نامه نوروزی نشریه اندیشه گستر (رسانه اقتصادی صنعتی انقلاب اسلامی)
جدول آمار کلی
|
|
شاخص |
تا قبل از انقلاب |
انقلاب تا سال1367 |
دولت اصلاحات |
دو دولت گذشته |
تا سال 1384 |
دولت نهم |
|
1 |
ارزش بازار سرمایه |
|
|
|
|
387 میلیارد ریال |
651 میلیارد ریال |
|
2 |
سهم اعتبار عمرانی در بودجه عمومی |
26 درصد |
|
|
|
29 درصد |
32 درصد |
|
3 |
ام تخصیص داده شده به تعاونی ها |
|
|
|
440 میلیارد تومان |
|
1100 میلیارد |
|
4 |
کل واگذاری مسکن |
|
|
|
|
1800000 قطعه |
1290000 قطعه |
|
5 |
متوسط ظرفیت سازی خودرو |
|
|
|
|
32 هزار دستگاه خودرو |
151 هزار دستگاه خودرو |
|
6 |
ظرفیت تولید سالانه خودرو |
100 هزار دستگاه |
|
|
|
970 هزار دستگاه |
1.5 میلیون دستگاه |
|
7 |
تعداد تلفن ثابت و همراه واگذاری شده |
|
|
13 میلیون |
|
|
45 میلیون |
|
8 |
ضریب نفوذ تلفن همراه |
|
|
7.8 درصد |
|
|
50 درصد |
|
9 |
احداث دفاتر ارتباطات و فناوری روستایی |
|
|
1000 دفتر |
|
|
6000 دفتر |
|
10 |
مقایسه ظرفیت ذخیره سازی گندم(واحد؛ هزارتن) |
700 |
|
|
|
4700 |
2400 |
|
11 |
صادرات غیر نفتی(با میعانات گازی) |
|
|
|
|
64.5 میلیارد دلار |
68.5 میلیارد دلار |
|
12 |
صادرات غیر نفتی(بدون میعانات گازی) |
|
|
|
|
53 میلیارد دلار |
54.5 میلیارد دلار |
|
13 |
نسبت صادرات به واردات با میعانات گازی |
|
|
22% |
|
|
39% |
|
14 |
نسبت صادرات به واردات بدون میعانات گازی |
|
|
22% |
|
|
31% |
|
15 |
تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت |
209919 میلیارد دلار |
|
|
|
398234 میلیار د دلار |
4776830 میلیارد دلار |
|
16 |
میزان صادرات صنعتی و معدنی |
172 میلیون دلار |
|
|
|
7 میلیارد دلار |
12 میلیارد دلار |
|
17 |
ظرفیت تولید فولاد |
370 هزار تن |
|
|
|
9 میلیون تن |
15 میلیون تن |
|
18 |
متوسط ظرفیت سازی سالانه جهت تولید فولاد |
|
|
|
|
310 هزار تن |
1.7 میلیون تن |
|
19 |
سفرهای استانی آخرین آمار |
|
|
|
|
|
54 سفر استانی |
|
20 |
رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)-درصد |
7.4- |
1.6- |
|
5 |
|
6.5 |
|
21 |
رشد اقتصادی بدون نفت |
2.6 |
1.6- |
|
5.4 |
|
7.1 |
|
22 |
رشد مصرف کل |
1.9 |
0.7- |
|
4.3 |
|
6.5 |
|
23 |
رشد مصرف خصوصی |
2 |
1.1 |
|
4.8 |
|
7.6 |
|
24 |
رشد مصرف دولتی |
1.7 |
4.8- |
|
2.3 |
|
1.4 |
|
25 |
ضریب جینی |
0.44% |
0.42% |
|
0.40% |
|
0.39% |
|
26 |
نسبت 10% ثروتمندترین به 10% فقیرترین |
19.6 % |
19.8 % |
|
15.6% |
|
14.9% |
|
27 |
نرخ بیکاری |
|
|
|
|
11.9 |
9.6 |
|
28 |
آمار اختراع های ثبت شده در ایران |
841 اختراع |
|
|
|
4640 اختراع |
20000 اختراع |
|
29 |
جمعیت دانشجویی کشور |
176000 دانشجو |
|
|
|
2160000 دانشجو |
3572000 دانشجو |
|
30 |
تعداد کل اعضای هیئت علمی |
5500 عضو |
|
|
|
40000 عضو |
58000 عضو |
|
31 |
تعداد انجمن های علمی دانشجویی |
|
|
|
|
640 انجمن |
2214 انجمن |
|
32 |
بودجه فعالیتهای فرهنگی مساجد |
|
|
|
|
2 میلیارد تومان |
17 میلیارد تومان |
|
33 |
تخصیص بودجه برای ورزش همگانی |
|
|
|
16 میلیارد تومان |
|
100 میلیارد تومان |
|
34 |
افتتاح فضاهای ورزشی |
|
|
|
|
3750 فضای ورزشی |
2000 فضای ورزشی |
|
35 |
متوسط حقوق بازنشستگان |
|
|
|
|
139000 تومان |
458000 تومان |
|
36 |
افراد تحت پوشش بیمه اجتماعی |
|
|
|
|
6900000 خانوار |
8800000 خانوار |
|
37 |
احداث مسکن برای محرومین |
|
|
|
|
1871 واحد |
37422 واحد |
|
38 |
اهدای جهیزیه امداد و بهزیستی |
|
|
|
|
44000 |
160000 |
|
39 |
معلولان برخوردار از خدمات توانبخشی |
|
|
|
|
90000 |
245000
|
|
40 |
بیمه مکمل معلولان |
|
|
|
|
2200 |
300000 |
|
41 |
بودجه حمایتی و امدادی |
|
|
|
|
1525 میلیارد تومان |
5177 میلیارد تومان |
نمیاد اونیکه دلم می خوا د .....................نمیاد اونیکه رفته به باد
نمیاد اونیکه عمر منه.........................نمیاد اونیکه دل میکنه
دوباره دلم می خواد ببینمش....................سرمو روی شونش بذارم
از چشام قطره ی اشکی نمیاد...................نکنه دیگه دوسش ندارم
شعر من زمزمه ی یه خواهشه..................ارزوم دیدن روی ماهشه
میونه غربت این فاصله ها.......................قلب من همیشه چشم براهشه
دوباره دلم می خواد ببینمش....................سرمو روی شونش بذارم
از چشام قطره ی اشکی نمیاد...................نکنه دیگه دوسش ندارم
کاش میشد عشقمو باور بکنه................اونیکه منو هرگز نمیخواد
نمیاد تمومه عمرم نمیاد......................نمیاد دیگه هیچ وقت نمیاد
نمیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد
یقین دارم دیگه نمیاد
|
می گفت انقدر دوست دارم که اگه بگوییبمیرمی میرم باورم نمی شد....فقط برای یه امتحان ساده به او گفتم بمیر سالهاست من در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم
|
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد :
پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .
در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟
خدا جواب داد:
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.
-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...
سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.
- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

z
تو مرا می فهمی ![]()
من تو را می خواهم
وهمین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی![]()
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم![]()
و تو هم می دانی![]()
تا ابد در دل من می مانی![]()
...
به پای صحبت تو خواهم نشست
و می نویسم از تنهایی از بیگانگی از عشق و از غم
ای کاش می توانستم لحظه ای دل را رها سازم
و اشک را بدرقه راه سختی ها کنم.
اما افسوس که قلبم در آستانه غمهای زندگی تیر می کشد
و اجازه نفس کشیدن را از من می گیرد
ای پروردگار خوبی ها خدای من کودکی را در چه سپری کردم
جز اینکه نوجوانی قبل از جوانی طی شد
و سایه خوشبختی را در این دو فاصله حتی مساوی ندیدم.
جوانی از راه رسید همچون بهار
ولی نه هر سال مثل بهار مثل پاییز مثل راه رفتن روی برگها...
صدای پای جوانی من صدای خش خش برگهاست.
کودکیم مثل باریدن باران بود گذشت.
نوجوانیم مثل باد وزید مثل طوفان
جوانی ام را نمی دانم به چه خواهد گذشت
زندگی سرابی بیش نیست
چرا که سالهاست به دنبال آن می دوم
ولی هر بار سکوت زبانم را می گیـــــرد...
****
اینک من جوانی خود را گم کرده ام
هیچ کس کمکم نمی کند در یافتن آن
زیرا همه در پی جـــوانی خود در جستجویند...
هیچ وقت هم نمی دونی
سلام دوستان
موضوع خوبی رو بدی دیدن و بدی روخوبی دیدن
همیشه فکر می کردم کسی رو دارم که عینه برادر خودش دوستم دارم همیشه می گفت بیشتر از برادرام برام ارزش داری حالا دونستم که همش یه خیاله یه فکره .
وقتی چندبار باهاش چت کردم برام قسم خورده که پیشم کسی نیست فقط تو فکرم چرا دروغ به همین خاطر می خوام بگم برام فرقی نمکنه تو همون بهترین خواهر منی فرق خوب شد که دونستم که هیچ پسرخاله ای نمیتونه جای برادر بده فقط می تونم بگم که هیچ وقت حلالت نی کنم ...
2- چندبار برای خواهرم اس ام اس زدم ولی جواب نداده واقعا جندتا اس ام اس اینقدر ارزش داره که بتونه به خاطر هر اس ام اس 16 تومانی قلب منو بشکنه منم می دونم کی می گی جواب اینو یا می گی وقت ندارم که چند دقیقه وقت نداره یا می گی اعتبار ندارم اونم که میشه از یه تلفن ساده هم زنگ یزنه ازش گره ای ندارم فقط گره ام اینه بدونه همیشه براش دعا می کنم در تمام زندگیت موفق باشی بیشار از تمام دنیا اینه خواهر منی ولی من نه :برام اشغال نداره
۳-و اما خواهر خواهرم آیا اشغال داره کسی بخواد کمک کنه آره اشغال داره به قول دوستم میگه اگه دیدی کسی داره خفه میشه یا آب میخواه یا هر چی ولش کن بررو کمک کنی بدی می بینی حالا همون شد واقعا دوستم برام واقعیت رو روشن کرد . خوب من از چند نفر شنیدم خوب منم به مسعود گفتم : مسعود گفت منم شک کرده بودم که چرا برام سلام می کنه : من گفتم به مسعود که این حرفها رو شنیدم خواستم کمک کنم به مواظب خودش باشه ایا کاری بدی کردم ولی به خاطراینکه زیرش زده ثابت خواهم کرد که دیدن یه روزی این امکان رو ریسک کن که هر لحله امکان داره دوتا دوختر اگه بیان میارم روزی بعدم خواهر کوچک ترم ازم بدی نبینه حتی یه پسر هم میارم اونم اینجا نیست به زودی میا سراب الان تهرانه. و در ضمن به خواهر کوچکترم تبریک می گم که گفته شیرین کام باشی .
حالا دوستان به نظر شما کاری بدی کردم را تقصیرمنه نظراتان را برام بگذارد در مورد این مطالب و نظرتان زیر این وبلاگ نوشته خواهد شد ممنون از نظرتان موفق باشید.
یک دعای زیبا
از خدا خواستم عادتهای زشتم را ترکم بدهد .
خدا فرمود : نه ! خودت باید آنها را رها کنی.
از او خواستم فرزند معلولم را شفا دهد فرمود : لازم نیست "
روحش سالم است . جسم هم که موقت است.
از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند . فرمود : نه ! صبر حاصل
سختی و رنج است . عطا کردنی نیست " آموختنی است.
گفتم : مرا خوشبخت کن " فرمود :نعمت از من خوشبخت شدن از تو.
از او خواستم روحم را رشد دهد . فرمود : نه" تو خودت باید رشد کنی"من
فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.
از خدا خواستم کاری کند تا از زندگی لذت کامل ببرم " فرمود : نه! برای این
کار من به تو (( زندگی )) داده ام.
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد " من هم دیگران را
دوست بدارم .خدا فرمود : اها " بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد!
منبع : از روزنامه جام جم برداشتم و نوشتم.
|
این صدای آشنا ازآن کیست؟ این صدای گریه پنهان کیست؟ امشب این درد گران مهمان کیست ؟ گردش پروانه ها درمان کیست؟ گریه ها هم صحبت شبهای من این ترنم از لب خندان کیست؟ گرمی دستی همیشه با من است من ندانستم که از دستان کیست؟ عشق پاک پاکی این قطره از چشمان کیست؟ در شبان غم تنهایی خویش نمیدانم که چرا زنده ام و جان دارم به چه امیدی و ... |
|
| |||
|
يكي از مساجد هفتگانه فتح، مسجد فاطمه زهرا(عليها السلام) است. اين مسجد يادگاري از فاطمه زهرا (س) در جنگ خندق است. آن حضرت (س) در آنجا به دیدار رسول الله (ص) و امام علی (ع) آمده و در آنجا نماز گزارده است. اين مسجد حدود پانزده متر مربع مساحت دارد و همینک درب آن با بلوک هاي سيماني مسدود شده است. فيلم مسجد فاطمه زهرا (س) در مدينه منوره |
شهادت امام خمینی (ع) را به همه
مسلمان تسلیت می گوییم.

دوستت دارم
دلم مي خواهد همه شقايقهاي دنيا را جمع کنم ، ياسهاي س÷يد و مريم هاي خوشبو را دسته کنم و روي تاقچه اتاقم بگذارم ، مي دانم که عاشق گلهايي . چشمهايم را مي بندم و با عطر گلها خاطرات مهربانيت و همه لحظات زيباي با تو بودن برايم تداعي مي شود . دوستت دارم ....
تلاش
وقتي غصه ها آنقدر قدرت يابند تا بتوانند قايق لبانت را به گل بنشانند آنگاه تمام موجوداتي که معناي عشق را مي فهمند بسيج خواهم کرد تا به سوي اقيانوس حرکت دهند ......
جستجو
جمعه است و من چشمانم را به جاده ها دوخته ام . شنيده ام تو مي آيي ولي هنوز نيامده اي . به انتظار جمعه ها نمي نشينم ، به جستجويت خواهم آمد.....
شب
شب ، آينه خلوت من است که روبروي خيال تو مي ايستم وشعر مي خوانم .
عشق آسماني
اي جاودانه ترين ، آنگاه که عشق زميني را تجربه مي کردم دلم چيزي فراتر مي خواست خط بطلان بر تمام آنها کشيدم و دل در گرو عشق تو سپردم . نوري از عشق تو مرا در بر گرفت ، چه عشقي و چه حلاوتي ، چه نعمتي ... عشقت را از من دريغ نکن
زندگی آنچه زیسته ایم نیست
بلکه چیزی است که به یاد می آوریم
تا روایتش کنیم
شعر از صفرقویدل
زندگی فریاد بلندی است به نام آه
زندگی آینه یی شکسته ای است به نام قلب
زندگی جاده ی بی انتهای است به نام حسرت
زندگی آتش سوزانی است به نام عشق
زندگی شهری است به نام عاطفه
زندگی مسابقه است زندگی یک سفر است
وتو ..................................................

امید داشته باش به فردا
تا خواهی فرصتها را غنیمت شماری
و پا به پای لحظه ها به سمت روشنی قدم برداری
احساس زخمی دیروز بند بند وجودت را نشانه می گیرد
و تمام بغض های فروخورده
بی اختیار راه نفست را می بندد
می دانم عاشق شدن سخت است
اما تا کی سکوت
مرهم حرفهای نا گفته می شود
بگذار رویای شیرین دیروز در لحظه های سبز امروز جاری باشد
شاید در فردا های دور بخواهی خاطراتت را ورق بزنی
دیگر کافیست
تا کی غربت پاییز را باید در چشمها دید
و حسر ت سالهای بر باد رفته را چون قصه های ناتمام
دوباره از نو مرور کرد
پس مخور غم گذشته
گذشته ها گذشته...
عاشقانه های تنهای شب
درونی پر از زخم
سلام به همه دوستان خوبم دوستان من تا ۱۵ روز
نیستم بعد امدن از مسافرت نظراتی که قبلا یا الان
گذاشتید تایید می کنم با تشگر به دوستان خوبم
موفق باشید 
تنهایی...
در واپسین لحظات و در اوج سکوت و تنهای ام
صدای دلنواز یادت در قصه بی کسی ام می پیچد
باز شب می شود و من از سیاهی می هراسم
و باز دل خسته از فراق عشق می گریم
و بر تلخی تمام غمهای زندگی ام
اشک می ریزم
وقتی می خواهم چهره تو را به یاد بیاورم
چشمانم را می بندم و در سفید رنگی ارامش بخش
چشمان تو را می بینم
و صدای تو را مرور می کنم
با اینکه از برخی سکوتها دلزده ام
با رفتن تو بود که تنهایی من رقم خورد
تو رفتی و من به یادت
با غنچه های گل نرگس،با حیاط خانه
با غم و غربت خودم
همدم و هم زبان شدم
بیا که دلتنگ توام
دل شکسته ام را فراموش نکن
همیشه با خودم فکر می کنم
و در هر رهگذری تو را می بینم
و با توانی که از دوستی ها می گیرم از کنارت می گذرم
من به یاد تو هستم
تو هم مرا در یاد خودت داشته باش
چقدر سخته بی کسی.......چقدر سخته بی کسی
دلت بگیره اما کسیو نداشته باشی تا باهاش حرف بزنی
دلت از غصه بترکه اما کسیو نداشته باشی تا باهاش حرف بزنی
کسی نباشه تا از بی کسیت باهاش حرف بزنی
کسی نباشه تا از غربتت بهش بگی از بد بختیت از تنهاییات
میدونی چند وقته سیر با کسی حرف نزدم؟
با کسی درد و دل نکردم؟
الان دیگه داره به دو سال نزدیک میشه؟ یه ماه دیگه دو سال میشه که دیگه مامانیم نیست
از وقتی رفته با کسی درد و دل نکردم با کسی از غربتم نگفتم
از بی کسیم................
دلم از همه گرفته ...از خودم ... از دنیا .........از آدمایی که چهره شون دورو داره
از آدمایی که جز خودشون به هیچ چیز دیگه ای فکر نمی کنند
از آدمایی که دم از دوست داشتن میزنند
اصلا یکی به من بگه دوستت دارم یعنی چی؟
یکی بگه اگه بغز داشت خفت میکرد اگه دلت غصه داشت چه باید کرد؟؟؟؟
امروز وقتی بغز داشت خفم میکرد وقتی قرآن رو باز کردم این آیه اومد:
((........کسانی که در حال فقر و سختی به ویژه هنگام جنگ صبور و پایدار هستند.))
((این ها هستند که در ایمان خود صداقت دارند.))
وقتی چشمم به این آیه خورد اشک تو چشام جمع شد..........
صبر؟؟؟؟ بابا منم آدمم مگه چقدر تحمل دارم؟
کاش مرگ دست ما بود اونوقت یه لحظه هم نمیموندم کاش.........

ای کاش...
ای کاش بی هیچ کلامی باهم همراه شدیم
ودست به دست پرستوهای مهاجرتا فراسوی ناکجا آباد
زندگی پرواز می کردیم
ای کاش با طنین آوای ملکوتی اذان
ذره ای دلهایمان می لرزید
دستهایمان را بلند می کردیم
ودر پیشگاه معشوق همیشه جاودان
طلب عمر ونیاز می کردیم
ای کاش به جای اینکه در برابرگریه های کودکی مظلوم انگشت
تعجب وحیرت به دهان بگیریم
ذره ای عشق ،قطره ای مهربانی ،وکمی محبت وعاطفه
دردستهایمان می گذاشتیم وتقدیمش می کردیم
ای کاش یکدیگر رادوست می داشتیم
و به جای سالهای دور از هم
دربرابرلحظه های جدایی تاب نمی آوردیم
ای کاش زمانی که باران می بارید
قطره های باران دلهای مسدود شده وغبار گرفته مان
را جلا می داد
و به وسعت آسمان آبی
آن را پاک و روشن میکرد
عشق یعنی همچون من شیدا شدن
عشق یعنی قطره ی دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد محنت در درون
عشق یعنی سوزه نی و اه یک چوپان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
ای عشق دو کن که به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم
خصوصيات كلي متولدين مهر ماه:
اهل اعتدال ، حامي وپشتيبان همسر ، شيرين بيان ، صلح جو ، علاقه مند به فضا ، آرام و متين ، بسيار منطقي ، بي آلايش ، عاشق اصالت ، علاقه مند به موسيقي ، اجتماعي ، مؤقّر ، بد پيله ، خجالتي ، پر از احساس ، اهل مشورت ، عاشق هنر و ادبيات ، سياستمدار ، به فكر فردا نيست ، مقبول اطرافيان ، اهل مساوات و برابري ، پر شور و حرارت نيست ، عاقل ، اهل حمايت از ديگران ، معتدل و پايدار ، شكمو ، اميدوار ، با انصاف ،خوش سليقه ، اهل تجزيه و تحليل ، گاهي تنبل ، كنجكاو و جستجو گر ، متنفّر از زيادي مهمان ، انتقامجو ، از بي بند و باري متنفّر است ، با معلومات و با درايت ، به آساني تغيير عقيده نمي دهد ، مهربان ، شيك پوش و جذّاب ، نكته سنج ، داراي پشتكار فراوان ، يك روز گرم و يك روز سرد ، هوشمند ، مشاور خوب ، دوست ياب ، منظّم و مرتّب ،عاشق رنگ آبي ، گاهي لجباز ، مثل باتري بايد مرتّب شارژ شود ، صادق و درستكار ، خوش مشرب ، ساده دل ، آسان گير ، دو دل و مردد ، خوشبين .
مرد متولد مهر
با انصاف، متعادل، زن پرست، خوش سليقه و گاه تنبل و بي اعتنا نسبت به زندگي، اگر شوهر متولد مهر داريد هميشه به سر و وضع خود برسيد خانه را تميز و مرتب نگاه داريد. اين مرد به هيچ وجه مايل به رنجاندن ديگران نيست. شما ميتوانيد به خود بباليد كه هوشمندترين مشاور جهان را د رجوار خود داريد
می دانی ، گاهی فاصله ها چيزهای زيادی از ما می خواهند ...
چيزهايی مثل اعتراف به عشق های ناگزير ...
نمی دانم چرا وقتی اونی رو که می خوام پیشم باشه و نیست تمام زندگی من گم می شود .
دلم می خواهد بدانم چه پوشيده ای چه می گويی و میخندی یا دلت گرفته؟؟؟؟... و هزار چيز ديگر كه شاید مهم نباشند وقتی هستی.
اينروزها معنی را از زندگی ام حذف كرده ام . كه برايم مهم نباشد بی معنی صدايت از من دور شده اينروزها همه آدم هايی كه پشت سرم می آيند صدای كفش های تو را در می آورند و اين روزها دلم می خواهد تمام پرده ها را بسوزانم ....
اصلاخودت بگو چرا اين روزها هوا سنگين و سرد شده كه نمی توانم نفس بكشم كه احساس خفگی می كنم و دست تو گره روسری ام را سفت نمی كند تا فراموش كنی دستهايت بوی گل های وحشی گرفته !
از شوخی هايت و جوکها و آواز خنده ها ی هم كه بگذريم می بینم تمام اینا ما رو بيشتر به هم نزديك می كنند ، صدايم كه می كنی به یاد زمين به همون اتاق كوچك و گوشه اش میافتم كه چند ساعتی رو با خانواده در اون جا سپری کردم و همون جا بهانه های ساده خوشبختی ام را پيدا کردم.
می دانم حتی حالا سرت را بر شانه ات خم كرده ای و با لبخند هميشگی بر گوشه لبت دنباله ی اين كلمات آشفته را می گيری و نمی توانی حدس بزنی چقدر آشفته ام چقدر تب دارم و چقدر حالم بد است كه سرم مدام گيج می رود و تمام سنگها در كليه هايم تكانم می دهند كه به خود بپيچم و درد از انگشت كوچكم بيرون بزند .
اگرسكوت، اين خانه را بشكند ميتوانی ببینی كه قدیمی ترین اشيا هم در اين فاصله بی ارزش هستند .
می ترسم لای حرفهای معمولی ات گم شوم لای احوالپرسی ها و سلام های هميشگي ات و هزار عادت ديگرت گم شوم حتی می ترسم در خواب هايم جا بمانی كه با عجله بيدارم می كنی كه صبح بخيرم باشی. دنيا چقدر می تواند تا اين حد ساده و خلاصه شده باشد وقتی به چشمهايم نگاه می كنی ؟
اصلا از تمام فضولی ها و خواستن ها و اگر ها و ترس ها بگذريم .
نمی دانم چرا وقتی اونی رو که می خوام پیشم باشه و نیست تمام زندگی من گم می شود
حتما تا حالا براتون پیش اومده که چیزی رو از ته دلتون بخوایین.
آرزویی که ذره ذره وجودتون نیاز به داشتنشو فریاد میزنه.همون آرزویی که
دلتون به خاطرش می تپه و به امید رسیدن بهش نفس می کشین.
تو رویاهاتون همیشه دنبالش هستین. همون که دلیل زنده موندنتونه. همون
رویایی که بزرگترین امیدتونه. قشنگ ترین رویا تو رویاهای سوگلی تون و
بالاترین امیدتون واسه زنده موندن و مهم ترین دلیلتون واسه تلاش کردن....
همون چیزی رو که اگه بدونی یک ساعت از عمرت مونده تموم آرزوتون اینه که
بهش برسین. خواستنی از جنس آتش اشتیاق. سوزان و ملتهب مثله نیاز یه
ماهی به آب برای حیات. عین نیاز زندگی به امید برای نبریدن و تلاش.......
حسی که شما رو به ادامه دادن دعوت میکنه که تشویقتون میکنه و بهتون
انرژی میده. چیزی که برای خواستنش تردید ندارین.اون طور می خواهینش که
نرسیدن بهش براتون زجره،عذابه و رسیدن بهش براتون بالاترین شوق و لذتی
است که می تونین تصور کنین...هر چیز یه بهایی داره! بهای خواسته شماها
چقدره؟؟؟ چه بهایی واسه دریافت خواستتون حاضرین بپردازین؟؟؟از چه چیز
ارزشمند و عزیزی واسه رسیدنه بهش میگذرین و مایه میذارین؟؟؟ واسه رسیدن
به همون رویای شیرینی که نمی تونین فراموشش کنین . نمی تونین جاشو با
هیچ چیزی دیگه پر کنین .اون چیز مقدس و عزیزی که قلب و روح و جسم و
تموم وجودتون خواهش رسیدن به اون خواستتونه...
اگه متوجه شدین اون چیه یه جمله قشنگ براش بگین لطفا...![]()
سلام . نمیدونم چی باید بگم یا از کجاش باید بگم ترجیح میدم که هیچ چیزی نگم ولی بدونید تو این مدت خیلی با تجربه شدم میدونید چه طوری با شکست . خوب دیگه پر چونگی نمیکنم .و واستون آرزوی خوشبختی میکنم تا حداقل مثل من نشید.
خداوندا غرورم را شکستند پل سبز عبورم را شکستند چه بی رحمانه در این پاییز و غربت دل سنگ صبورم را شکستند .
با دیدگانی گریان شانه هایی خسته و دستانی لرزان آمدنت را به انتظار نشسته ام باشد تا به یاری شانه های مهربانت خیل خستگیهایم را زمین بگذارم.
غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم .
خلاصه ميكند و از رسيدن پاييز خبر ندارد ....زيرا هميشه غم هاي خود را در لابه لاي برگهاى زرد مخفي مى كرد تا كسي انها را نخواند .....همان عاشق تنهايي كه اكنون بي اختيار دست به نگاشتن مى كند كه شايد همسفري بيابد و در ان كوچه ى ساكت و تاريك دست در دست هم پرسه بزند من ان تنهاي واقع بين و خارم كه در كنج اتاقي تنگ گريانم .
همان زندگي پوچ يك تنهاي عاشق ...تنهايي كه عاشق و زنده با ياد تنهايي .....هوايش گلهاي خشك بين دفتر يك عاشق....غذايش دلهاي شكستة و خيانت ديده ...ابش اشكهاي داغ ديده گان و منتظران است...ان عاشق تنهايي كه با واژه ها صبحانة مى خورد و كنار رودهاي تاريك و خروشان در كلبة ى تنهايي خويش غوطه رو افكار و اوهام است ....ان عاشقي كه هر وقت دست به قلم مى زند از تنهايي چيزي مى نگارد ....پاييز مي رسد و حتي درختان براى تنهايي او افسرده مي شوند ....ولي او خود را در گرو و چارچوب تنهايي خلاص.
قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
زندگی رويا نيست
زندگی زيبايي ست
می توان، بر درختی تهی از بار، زدن پيوندی.
می توان در دل اين مزرعه ي خشک و تهی بذری ريخت
می توان، از ميان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو،
هر دو بيزار از اين فاصله هاست

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم
پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند
آرام گل بگو گل بشنو
هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد
شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست
شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست
بر درش برگ گلي ميكوبم
و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم
اي دوست خانه دوستي ما اينجاست
تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست
نميشه لطفا به اين
وبلاگ بروييد متشكريم از نظرات شما
مراجعه فرمایید منتظر نظرات شما در وبلاگ جدید هستم
متشکریم از شما
دوستان عزیز
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای به خدا بدان که این دست خودم نیست !
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست !
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم .
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم !
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم !
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی !
عزیزم دست خودم نیست که اینهمه تو را دوست میدارم ، این همه احساسات عاشقانه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست !
همه این احساسات و عواطف عاشقانه از این قلب عاشق من است ، و بدان که همه این دردسر ها و غم و غصه ها و اشکها درد این قلب عاشق من است !
این قلب سرخ و کوچک من انتظاری بالاتر از عشق دارد ! این قلب من تو را میخواهد وبه جز تو هیچ چیز از من نمیخواهد !. نه خونی میخواهد و نه نفسی ، نه زندگی را میخواهد و نه هم نفسی این قلب سرخ تنها تو را میخواهد . فقط تو را !
عزیزم دست خودم نیست ، دست این قلب پر توقع من است !
به قلبم حق میدهم که تنها تو را میخواهد چون تو اولین و آخرین عشق واقعی و همدلی هستی که در اعماق قلبم نشسته ای و کسی هستی که میتوانی قلبم را برای همیشه نزد خود نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار آن را برآورده کنی چونکه تو لایق آن هستی عزیزم !